خرید بک لینک

محمد مصدق

Related image

هان! پيرمرد احمدآبادي، هنوز و بعد گذر ايامي چند روزگار به تو روي خوش نشان نداده است. هنوز بعد از گذر بيش از شش دهه از كودتايي كه تو را خانه نشين كردند كساني جرأت ندارند نام تو را بر زبان بياورند. هنوز هم نامت هيچ سهمي در پيكره جغرافيايي ايران ندارد. اعضاي شوراي شهر تهران بعضا صحبتي مي كنند كه نامت را بر گذرگاهي يا خياباني بگذارند و يادت را زنده كنند غافل از اين كه نام و ياد تو تا ابد بر تارك تاريخ حق طلبي و استقلال خواهي اين سرزمين و ديگر سرزمين هاي استقلال طلب خواهد ماند. شايد اگر كمي شانس داشتي و در اين خاك غريب نشو و نما نمي كردي جاودانه تر مي ماندي نه مثل يك مانده در وطن خويش غريب اما چه خوب كه در وانفساي خيانت و وطن فروشي اين كشور، به دنيا آمدي. رشد كردي و به اين مملكت آبرو بخشيدي. مثل خيلي از نوكيسه گان نان به نرخ روز خور فقط حرف نزدي. عمل كردي آن هم چه كاري؟ كارستان. با امپراطوري انگلستان درافتادي كه پادشاهت بيش از آن كه چشم بر تو و اعتماد به تو داشته باشد در گهواره آن ها آرامش داشت و با اين كار زندگي خودت و خانواده ات را به تاراج گذاشتي و شد آن چه قرار بود بشود. خائنان وطني آمدند مثل هميشه تاريخ اين سرزمين و هرج و مرج كردند و هم سو با نيات پليد استعمار تو را دادگاهي كردند. عكسهايت هنوز هم سمبل مبارزه و اراده است. هنوز هم آناني كه سرشان را در برف نكرده اند زيادند. مي دانند كه تو چه خدمت بزرگي به آرمان هاي كشورت كردي وگرنه نفت كه دستاويزي است براي ستم، اختلاس و قدرت. تو آرمان حق طلبي را در اين مردم زنده كردي كه دهه ها و بلكه قرن ها فراموش شده بود. مردم خمير مايه دست كساني بودند كه شلوارشان را نمي توانستند بالا بكشند. اسناد هم كه بعد اين سالها عيان شد باز هم از بزرگان كسي بار خيانت را از دوش تو بر نداشت كه اين حكايت تاريخ است هر چند تلخ ولي هست. حتي تاريخ هم نمي تواند در اين سرزمين سره را از ناسره بازشناسد. مي تواند قهرمانها را خائن و خيانت پيشه گان را قهرمان جلوه دهد وگرنه ماجرا مثل روز آشكار است و نيازي به تحليل و تفسير ندارد.

اي پير احمدآبادي در كشوري به دنيا آمدي كه حتي زيارت قبرت را هم دريغ دارند از طرفدارانت. بعضي به خاطر كسب قدرت و جلب رأي از تو سخن مي گويند ولي وجود آن را ندارند كه حرفهايشان را پي گيري كنند. كسي امروز براي بردن نام تو هزينه نمي دهد و خانواده اش را در معرض خطر نمي گذارد. اما من چهره ات را هميشه در پيشم مجسم دارم كه به درختي تكيه دادي و دست در عصا به آينده سرزميني مي نگري كه جان و مال و خانواده ات را براي استقلال آن هزينه دادي. اين مملكت خوب مي شود. تو را خواهد شناخت. نامت را به نيكي خواهد برد اما اي پير مرد، شصت سال زمان خيلي كمي است. ما زمان مي خواهيم. نه شصت سال كه ششصد سال و شايد هم بيشتر تا بفهميم كه تو براي آزادي ايران ما چه كردي؟ پيرمرد تو هم صبور باش و به ما زمان بده. آن قدري كه خود را بازيابيم.

برچسب: محمد,مصدق, نویسنده: الینا پورعلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 23:30

صفحه بندی